<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>&quot;رخ اندیشه&quot;</title>
<link>http://iranmodir.blogfa.com/</link>
<description>هر اندیشه ای صورتی دارد </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 30 Oct 2009 11:05:12 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>امام رضا ع</title>
<link>http://iranmodir.blogfa.com/post-101.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;&lt;strong&gt;بر آستان جانان سروده حسين اسرافيلي &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;بر آستان توام دل هميشه پابند است &lt;br /&gt;چو آهويي كه پناه از تو آرزومند است &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر آستان تو عمري سر ارادت ماست &lt;br /&gt;دلم به زلف تو اي دوست، سخت پابند است &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه جاي عقل، جنون مي‌كشد به صحرايم &lt;br /&gt;چو عشق جلوه نمايد، چه فرصت پند است؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوشيم در حرمت جلوه تماشا را &lt;br /&gt;چو شيشه‌ايم كه با جوش باده خرسند است &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرم سلامت از اين سجده، بر نخواهد خاست &lt;br /&gt;كدام تيغ به ابروي دوست مانند است؟! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طواف كوي تو كردم، سروش غيبم گفت &lt;br /&gt;كه بر طواف رضايت، رضا خداوند است &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اين شبي كه منم شوق آفتابم نيست &lt;br /&gt;جمال دوست مرا، مهر بي‌همانند است &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به مشعر و عرفاتم جمال حضرت توست &lt;br /&gt;ندانم اين چه طواف است و اين چه ترفند است!؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به شهد نام شما دم به دم سخن گويم &lt;br /&gt;كرامتي! كه سزاوار طوطيان قند است &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر چه هيچ ندارم تو را شفيع آرم &lt;br /&gt;خداي داند و تو، با توام چه پيوند است &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براي جد تو عمري گريستم چون شمع &lt;br /&gt;به روز حشر مرا، آرزوي لبخند است &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تهي مباد مرا دست خواهش از كرمت &lt;br /&gt;تو را به حرمت زهرا (س) كه سخت سوگند است
&lt;/p&gt;&lt;div&gt; &lt;/div&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 11:05:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranmodir&amp;postid=101</comments>
<dc:creator>iranmodir</dc:creator>
<guid>http://iranmodir.blogfa.com/post-101.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روز اول مدرسه</title>
<link>http://iranmodir.blogfa.com/post-100.aspx</link>
<description>
چند! سال پیش ، دبستان شهید لادن بخش ، تهران&lt;p&gt;حوالی ساعت 11 صبح به اتفاق مادرم راهی مدرسه شدیم.بعد از گذشت مسیری نسبتا طولانی با کوچه باغ هایی شبیه  &quot; باز مدرسم دیر شد &quot; ، به مدرسه ای قدیمی ، وسیع و باصفا رسیدیم. وارد حیاط مدرسه شدیم سمت چپ ، تقریبا در وسط حیاط ، درختی بسیار تنومند ، استوار ایستاده بود .سرم رابلند کردم تا بتوانم شاخه های به فلک رفته اش را ببینم که رونق آفتاب امان نداد ! شلوغ بود صدایی شبیه جیغ و البته گریه ی دخترکان 6_7 ساله بر سرم می کوبید . همانطور که چادر مادرم را محکم گرفته بود صدای زنگ مدرسه بلند شد .صدای گریه ی بچه ها هم .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خانم مدیر با جثه ای درشت و بدون لبخند روی پله ها روبروی بچه ها ایستاد .میدیدمش اما به زحمت .بعدها فهمیدم نام با مسمایی دارد .خانم بزرگی ،  تیک عصبی اش توجه مخاطب را بیش از اصل کلام به تعداد پلک زدن های غیر معمولش جلب میکرد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;نفر های آخر صف بودم.کم کم داشتم زیر دست و پا له میشدم که خانم نادعلی ، ناظم مهربان مدرسه به دادم رسید و مرا به اول صف منتقل کرد . مادرم مرا رها کرد و در گوشه ی حیاط در انبوه جمعیت مادران گم شد دستم را رها کرد ،اما در دل اطمینان داشت که مهربانی، دست و دل مرا با خود همراه می کند تا بیاموزدم و تربیتم کند .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;به کلاسی تنگ با با تعدادی نیمکت نه چندان سالم وارد شدیم .همه گریه میکردند ، بغضی گلویم را میفشرد ،تند تند پلک میزدم که اشکم جاری نشود .با خودم گفتم خدایا چه اتفاقی خواهد افتاد؟ تا بعد از ظهر نشستن در این اتاق و در این نیمکت های ناراحت 4 نفره،  چه باید بکنیم؟!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در همین افکار بودم که خانمی وارد کلاس شد .مبصرمان که دختری دراز قد و کلاس پنجمی بود بلند گفت بر پا و من نمیدانستم معنی برپا چیست و چه باید کرد .گیج و منگ در میان صدای برپا و برجا گفتن او و حرکت های ناموزون بچه ها بودم که خانم معلم گفت &quot;بشینید&quot;.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;زنی عبوس به نظر میرسید  ،با ناخن های کوتاه نشده ی چند سانتی متری ، خودش را و دخترش روشنک را به ما معرفی کرد .خانم ولی اللهی .یادش به خیر روزهایی که از نوستن حروف ناتوان بودم ،سرمشقم میداد .هنوز تصویر انگشتان گوشتالویش و ناخن های بلند براقش که مدادم در میان انها ناپیدا میشد ، در خرابه های ذهنم باقی است .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;هنوز بوی کیف نو و کتاب های نو و پاک کن هایی که به جای پاک کردن ، بوی خوب میدادند! یادم هست .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;هنوز بوی لقمه های نان و پنیری که مادرم برای زنگ تفریح در کیفم میگذاشت و همه را یکجا پنج شنبه بعد از ظهر ، با لایه هایی از کپک تحویلش میدادم خاطرم هست .اصلا این کیف مدرسه بوی عجیبی دارد ،من دوستش دارم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;هنوز طعم کتک خانم ولی اللهی با آن ناخن های کذایی که به جرم &quot;خنگ بودن&quot; و ناتوانی در نوشتن &quot;دندان&quot; روی تخته سیاه  تا نیمه در چشم چپم فرو رفت ، یادم هست .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شاید نمیدانست که باید &quot;دندان&quot;را با&quot;تبسم&quot; قرین معنا کند تا بفهمم .، که  &quot;دندان برای تبسم نيز هست  &quot;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;شاید نمیدانست که رمز توفیق در امر آموزش ، بال گستری ! است ، نرمی است و لطافت .انگار این دو جزء تکمیل کننده اند برای هم. چرا که  خداوند به پیامبرش فرمود: &lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot;&gt;و اخفض جناحك لمن اتبعك
من المؤمنين..برای کسانی که از تو پیروی میکنند بال و پر خود را بگستران ...تواضع و فروتنی معلم ، بیشتر از سیاهه های کتاب ها ، معلم است!&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;گذشت همه ...ولی این احساس روز اول مهر همیشه تاآخر با من همراه است .اشکی بر چسمانم مینشاند و احساسی بر من مستولی میکند که تصور میکنم احساسی مشترک با همگان است .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ولی اگر روزی خانم ولی اللهی را پیدا کنم ، به پاس هر آنچه به من اموخت ،به او  لبخندی میزنم و اطمینان دارم که با لبخندی گرم تر پاسخم میدهد ، و البته دستانش را هم بوسه ای ،اینبار بدون توجه به ناخن هایش.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اول مهری باشید ، و مهربان ، همیشه ..&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 09:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranmodir&amp;postid=100</comments>
<dc:creator>iranmodir</dc:creator>
<guid>http://iranmodir.blogfa.com/post-100.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عید فطر مبارک</title>
<link>http://iranmodir.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description>حضرت امیر در خطبه ی عید فطر فرمود:&lt;/p&gt;&lt;p&gt;
ألا و إن المضمار الیوم و السباق غدا ألا و إن السبقة الجنة و الغایة النار&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزاى بازندگان است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;content&quot; id=&quot;WikiTopicDetail103_lblDescription&quot;&gt;ضمر در لغت به معنی لاغری است و
معمول عرب چنان است که اول اسبان را فربه کنند و بعد بتدریج می گردانند
پس عرق از بدن اسبان جاری میشود و قدری از این ریاضت لاغر میشوند و بدین
مناسبت مضمار، میدانی را گویند که اسبان را  می دوانند تا برای مسابقه اماده کنند. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;و مقصود از مضمار قیامت، زندگی دنیاست، که فرمود : آگاه باشید که هنگام آماده شدن، امروز است و مسابقه، فردای قیامت خواهد بود،&lt;/p&gt;&lt;p&gt;آیا بعد از گذشت ماهی ، مهمان کریم بودن میتوانم ادعا کنم که اماده ی مسابقه شده ام؟ &lt;/p&gt;&lt;p&gt; آیا این دهان بستم تا دهانی باز شود که  لایق  زمزمه ی &quot;اللهم اهل الکبریاء و العظمة و اهل الجود و الجبروت&quot; باشد؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;آیا شایستگی دعا برای ظهور حضرتش را پیدا کرده ام؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در این فرصت نماز عید فطر &quot;عزیز علی ان اری الخلق و لا تری&quot; را جسارت گفتن هست؟!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;             &lt;span style=&quot;color: rgb(102, 255, 0);&quot;&gt;بر سر بام بيا، گوشه ابرو بنمای                               روزه‌گيران جهان منتظر ماه نو اند &lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خداوندا ما را از مرحومین این ماه قرار بده تا شایستگی دعا برای دولت کریمه اش را پیدا کنیم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 01:58:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranmodir&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>iranmodir</dc:creator>
<guid>http://iranmodir.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقاصد خمسه</title>
<link>http://iranmodir.blogfa.com/post-98.aspx</link>
<description>
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;افقی دیگر در دل طلوع می کند و نور معرفتی را بر گستره کویر تشنه ی آدمی می تاباند و خوش آنکس که توشه بردارد و خود را ببندد!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;امروز اندیشه میکردم که تمامی پیامبران برای پنج هدف مهم امدند که از آن به مقاصد خمسه یاد میشود .اجمالا به آن اشاره می کنیم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;1- جان &lt;/p&gt;&lt;p&gt;جان آدمی سرمایه ی بزرگی است که خداوند بر ما منت نهاد .تعرض به این جان در هر قالبی که باشد در دایره ی پسند ادیان نیست .کشتن نفس در قالب خود کشی هم مردود است .چه بسا در گذشته اگر کسی خود کشی میکرد در قبرستان مسلمانان دفنش نمیکردند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خلق همه يكسره نهال خدايند      هيچ، نه بشكن از اين نهال و نه بر كن‏ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;

 دست خداوند باغ خلق دراز است‏    

 بر خسك و خار همچون بر گل و سوسن&lt;/p&gt;&lt;p&gt; 

 خون بناحق، نهال كندن اويست      

 دل ز نهال خداى كندن، بر كن‏ &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;2-عقول&lt;/p&gt;&lt;p&gt;که وجه تمایز انسان از حیوان است .با عقل آدمی مکلف میشود ولذا هر انکه با عقل ستیزه کند در ادیان الهی جایگاهی ندارد .به این سبب است که مخدرات که قوه ی عقلانیت را به چالش و فروکش مبتلا میکند از منظر ادیان حرام است .در متن تورات و متن انجیل هم ، روایتی یکسان امده است.پس حفظ سفیر خداوند در جان ادمیان که همانا عقل است از اوجب است .آنچه کند کننده ی تلاش عقلی است در دین جایگاه ندارد و فلسفه ی امدن پیامبران برای دوام تلاش عقلی است !&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;3- دین&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اگر کسی بخواهد در مسیر بندگی باشد چاره ای جز دینداری ندارد .ارتداد -کفر و شرک هر سه دین را هدف قرار میدهد و لذا محل پیکار انبیا بوده است .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;4- حفظ اموال &lt;/p&gt;&lt;p&gt;گردش صحیح اموال در جامعه ، یکی از ماموریات مهم انبیا بوده است .شکاف طبقاتی به حرمت انسان ها ضربه میزند و مردود ایت .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;5- حفظ نسبت ها و ناموس و عرض و آبروی افراد&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;normal&quot;&gt;گيرم كه آب رفته به جوي آيد      با آبروي رفته چه بايد كرد؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;حفظ حریم شخصیتی افراد بر تمام آدمیان لازم و ضروری است .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;خداوند ما را مورد لطف و عنایت خود قرار دهد .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span class=&quot;normal&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 26 Aug 2009 17:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranmodir&amp;postid=98</comments>
<dc:creator>iranmodir</dc:creator>
<guid>http://iranmodir.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حول حالنا الی احسن الحال</title>
<link>http://iranmodir.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img height=&quot;249&quot; width=&quot;333&quot; src=&quot;http://images.indymedia.org/imc/vancouver/4.jpgzuuobu.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;سالی پر از حوادث سپری شد و عید آمد .انسان محکوم به بازگشت است و عید از همین معناست ، اما مراتب این عودت و بازگشت برای افراد مختلف ،تفاوت می کند .قلب قلوب و دگرگونی دل ها فتح بابی است برای رسیدن به خود!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;و اگر چنین شد چشم ها جور دیگر میبیند چرا که ابصار از قلوب تبعیت می کنند .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;تحویل سال با سفره ی هفت سینش که مظهر زندگی ، نشاط و پویایی است و قابل احترام نیز ، جلوه گری میکند اما انچه در نقاب می رود تحویل حال است آن هم به احسن حال &lt;/p&gt;&lt;p&gt;خداوندا بدی حال ما را به خوبی حال خودت تغییر ده ...اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک .در مورد ذات اقدس حق احسن بودن حال بیمعناست چرا که او از تبدیل و تبدل مبراست ولی برای ما تبدیل سوءحال به حسن حال و حسن حال به احسن حال معنایی به وسعت شناخت مسیر زندگی پیدا میکند .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پرودگارا سالی پر از آلودگی بر ما گذشت تو ما را یاری کن تا بر انجام واجبات و ترک محرمات که لازمه معرفت توست کوشا باشیم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;برای پدر بزرگوار و مادر عزیزم سالی پر عزت و برکت و سلامت و سعادت امید دارم و برای برادرانم نیز ،&lt;/p&gt;&lt;p&gt;و  ایضا همه عزیزانی که میشناسمشان و مراتب ارادت خویش را نثارشان میکنم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;سالی پر نشاط..&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Mar 2009 08:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranmodir&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>iranmodir</dc:creator>
<guid>http://iranmodir.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اخلاق</title>
<link>http://iranmodir.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>
از زمان حدود 400 سال پیش از میلاد مسیح ، زمان حضور فکری سقراط تا به حال مقوله ی اخلاق دغدغه ذهن بشر بوده و هست .سقراط جامعه ی دانش محور و علم گرا را اخلاقی میداند و معتقد است علم و اخلاق جدایی ناپذیرند، به عبارتی اگر علم آمد اخلاق پیرو ان حاصل آمده است ، اما آیا این نظر درست است ، همگان از تبعات استفاده ی از  مواد الکلی آگاهند اما میتوان گفت آیا عموم کسانی که آخر هفته را در بارها به عربده کشی و بد مستی میگذرانند همه کسانی اند که از مضرات آن اگاه نیستند؟ البته که در این میان اهل علم بسیار دیده میشوند!&lt;p&gt;افلاطون، شاگرد سقراط و البته ارسطو هم نظراتی مشابه در حوزه ی اخلاق داده اند که اساس مباحث اخلاقی را به صورت علمی پایه گذاری کرده اند علمای اسلامی به آن به عنوان مباحث اخلاقی و نه علمی پرداخته اند شاید توسعه ی  آن در اسلام از دید نو آورانه و تکمیلی باشد.آنچه از اخلاق سقراطی به دست میاید حول چهار محور شجاعت، عفت، حکمت و عدالت است ، علماء اسلامی با توجه به قوه درک ، جاذبه و دافعه ی موجود در انسان، این ابعاد را بسط دادند و تعریف جدیدی از اخلاق ارایه کردند، به عبارتی به اخلاق به عنوان نیروی تعدیل کننده نگریستند و اخلاق را با اعتدال هم معنا دانستند.شاید از مجموعه ی ادراکات ،جاذبه ها و دافعه ها ی موجود در آدمی در پی نیرویی است برای ایجاد تعادل بین این سه قوه و از آن به عنوان اخلاق نام برده اند .متناسب با این تعریف آنچه از مسیر اعتدال خارج شود چه افراط باشد و چه تفریط ، مصداق غیر اخلاق است .لذا اعتدال نقطه و منشا اصلی اخلاقیات است .حتی گاهی زیاده روی در ادراک و فهمیدن هم محل تعارض با اخلاق میشود ، مگر اینکه به شکاکی بدل نشود و با واقع بینی توام گردد که آن محل احترام است ،اگر ادراک معتدل باشد نتیجه اش حکمت است که فضیلت اخلاقی است. اگر افراط شود تبدیل به شکاکی میشود و اگر به تفریط کشیده شود نتیجه ای جز کندی و بلاهت ندارد و رذیلت اخلاقی است .پس محور اصلی ادراک اینست که حکمت در مجموعه اطلاعات آدمی متبلور شود .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;محور اصلی دافعه ، شجاعت است افراط در ان به تهور و گستاخی و تفریط در ان به جبن و ترس می رسد و هر دو از ردایل اخلاق است . در باب جاذبه نیز گفته اند که نقطه اعتدال تمایلات انسانی ، عفیف بودن نفس است و میانه روی در تمایلات و خواهش ها .زیاده روی در ان به ایجاد شر منجر میشود و کوتاهی در آن به عدم تامین نیازها و خواهش های طبیعی میانجامد که نتیجه ی خمودگی و سرخوردگی است و انسان بی خاصیت، می سازد . من حیث المجموع این سه قوه ی اصیل ادمی به تعادل میرسد و اخلاق را پایه گذاری میکند.اصولا تمام همت علماء دین و دانشمندان اخلاق بر توجه و تنبه این مهم بوده است که اعتدال نقطه مرکزی در پرگار همه اخلاقیات است .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;دانشمندان، هر کدام از دریچه ی دید خود به موضوع اخلاق پرداخته اند مثلا آناتول فرانس جامعه بهداشتی را جامعه ای اخلاقی میداند، با تمام احترامی که برای بهداشت قایلیم باید عرض کنیم دین اسلام زلف ایمان را بابهداشت گره زده است اما این مقوله را شرط کافی برای اخلاق نمیداند .باید مجموعه ای را پی گرفت که به کرامت اخلاقی توجه اکید دارد و جامع الاطراف باشد و همه مقولات مرتبط با اخلاق را پوشش دهد .در این میان رهبری شایسته ی احترام است که مجموع مکارم اخلاقی را برانگیخته کند .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 24 Feb 2009 13:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranmodir&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>iranmodir</dc:creator>
<guid>http://iranmodir.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://iranmodir.blogfa.com/post-95.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt; «… و اذا واعدنا موسي اربعين ليله » ..به جهت ان است که موسی علیه السلام قابلیت استماع بی واسطه ی کلام حق را پیدا کند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اساسا خصوصيت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نيست. البته، با توجه به ويژگى ‏هاى انسان، چهل بار تكرار يك رفتار پسنديده موجب ملكه  معنوى و تعميق آن رفتار و قابليت نزول فيض خاص خداوند مى ‏شود، و اربعین جایگاهی خاص دارد ، چله نشينى و خلوص چهل صباح ، حفظ كردن چهل حديث، كمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، از اين نمونه هاست.هر كس چهل روز خود را فقط براى خداوند تعالى خالص کند..&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جابر بن عبد الله انصاری، که آن هنگام‏نابینا شده بود در اربعین سید الشهدا توفیق زیارت حضرت حسین ع را پیدا کرد ،در فرات غسل کرد و خود را خوشبو ساخت و گامهای کوچک برداشت تاسر قبر آمد و دست روی قبر نهاد و بیهوش شد،سپس حضرتش را صدا زد و گفت:حبیب لا یجیب حبیبه...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چگونه دوست ، سلام حبیبش را پاسخ نمی گوید..&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;السلام علی رئوس المفارقه من الابدان ..چگونه پاسخت گوید سری که از بدن فاصله دارد .سلام بر تو و بر اصحاب و اهل بیتت&lt;br /&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Feb 2009 00:29:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranmodir&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>iranmodir</dc:creator>
<guid>http://iranmodir.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>راز رشید</title>
<link>http://iranmodir.blogfa.com/post-94.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: center; color: rgb(255, 255, 255);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;p&gt;*راز رشيد*&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;font color=&quot;#666666&quot; size=&quot;2&quot; style=&quot;color: rgb(255, 255, 255);&quot;&gt;
&lt;br /&gt;&lt;p&gt;به گونه ي ماه &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نامت زبانزد آسمان ها بود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و پيمان برادريت &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;       با جبل نور&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; چون آيه هاي جهاد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                     محکم &lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;&lt;p&gt;                              ***&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تو آن راز رشيدي &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;که روزي فرات&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;           بر لبت آورد&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;&lt;p&gt;و ساعتي بعد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در باران متواتر پولاد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بريده بريده&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;   افشا شدي&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;&lt;p&gt;وباد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;        تو را با مشام خيمه گاه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                               در ميان نهاد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و انتظار در بهت کودکانه ي حرم&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;&lt;p&gt;                             طولاني شد&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;&lt;p&gt;تو آن راز رشيدي&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; که روزي فرات&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;              بر لبت آورد&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;&lt;p&gt;و کنار درک تو&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;           کوه از کمر شکست.&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;&lt;font color=&quot;#666666&quot; size=&quot;2&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 31 Jan 2009 18:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranmodir&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>iranmodir</dc:creator>
<guid>http://iranmodir.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کلام امیر</title>
<link>http://iranmodir.blogfa.com/post-93.aspx</link>
<description>
يا اشباه الرجال و لا رجال ! &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;حلوم الاطفال ، و عقول ربّاب الحجال ،
لوددت انى لم اركم و لم اعرفكم معرفة - واللّه - جرّت ندما، و اعقبت
سدما قاتلكم اللّه ! لقد ملاتم قلبى قيحا، و شحنتم صدرى غيظا، و جرّ
عتمونى نغب التهام انفاسا و افسدتم علىّ رايى بالعصيان و الخذلان..&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;
اى نامردهايى كه آثار مردانگى در شما نيست و اى كسانى كه عقل شما مانند
عقل بچّه ها و زنهاى تازه به حجله رفته است ، اى كاش من شما را نمى ديدم و
نمى شناختم كه به خدا سوگند نتيجه شناختن شما پشيمانى و غم و اندوه مى
باشد. خدا شما را بكشد كه دل مرا بسيار چركين كرده ، سينه ام را از خشم
آكنديد و در هر نفس پى در پى ، غم و اندوه به من خورانديد و به سبب
نافرمانى و بى اعتنايى به من ، راى و تدبيرم را فاسد و تباه ساختيد...&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;یا اشباه الرجال!.. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 18 Jan 2009 20:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranmodir&amp;postid=93</comments>
<dc:creator>iranmodir</dc:creator>
<guid>http://iranmodir.blogfa.com/post-93.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>غزه</title>
<link>http://iranmodir.blogfa.com/post-92.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img height=&quot;289&quot; width=&quot;392&quot; src=&quot;http://yeki1dooneh.files.wordpress.com/2008/07/gaza-martyr.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;
عاشورا تکرار میشود ..آری کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا&lt;/p&gt;&lt;p&gt;قیام و حرکت امام حسین نه فقط برای گریستن است .پیامی دارد به وسعت زمین و متناسب با هر عصر ، چرا که یزیدیان هنوز هم زنده اند و  با حمایت سران عرب بر غزه می تازند و منظورشان و ماموریتشان نابودی آن و حذف نام غزه است .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اوضاع
انسانی در حالی در غزه روز به روز بحرانی‌تر می‌شود که &quot;زیپی لیونی&quot; وزیر
امور خارجه رژیم صهیونیستی تأکید می کند  که فشارها بر نوار غزه ادامه می‌یابد
و این رژیم از ابزارهای خود برای مقابله با مقاومت فلسطینیان استفاده
می‌کند.
«المتوکل
طه» معاون وزیر امورخارجه فلسطین از نوارغزه به‌‌عنوان بزرگ‌ترین زندان
جهان که بیش از یک‌ونیم ملیون انسان در آن زندگی می‌کنند، تعبیرکرد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;روزنامه الشرق الاوسط نوشت : نوار غزه همچون زندان بزرگی
است، اما با این تفاوت که وضعیت زندگی ساکنان نوار غزه خیلی بدتر از
زندانیان است. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;بی بی سی در گزارشی اعلام کرد :مردم غزه به خوردن علف های هرز رو آوردند و از سوی دیگر محموله ی شیر خشک کودکان قبل از رسیدن به غزه نابود شده است ! و این در حالیست که &lt;span&gt;ملک عبدالله  پادشاه عربستان سعودی یک سرویس کامل طلا به &quot;رایس&quot; هدیه میدهد که بیش از 165 هزار دلار می‌ارزد!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.al-akhbar.com/files/images/p20_20061212_pic1.full.jpg&quot; style=&quot;width: 361px; height: 245px;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;ننگ بر سینه ات که پذیرای این هدیه  است در حالیکه نوزادانی از بی غذایی می میرند  و اشک چشم مادران خاموش نمیشود در عمق این مصیبت !&lt;/p&gt;&lt;p&gt;و این در حالیست که سران عرب خفه شده اند و در سکوتی استرآتزیک دم بسته اند که مبادا منافعشان در دنیای مادی به خطر افتد .&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;جا دارد که بمیرید از عمق این فاجعه  و بدانید که تاریخ اشک دیدگان مظلومان را امانتدار خوبی است .&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.sunni-news.com/wp-content/uploads/2008/03/gaza_3.jpg&quot; style=&quot;width: 290px; height: 407px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;الهی عظم البلا و برح الخفا و انکشف الغطا و انقطع الرجا .. و انت المستعان .. &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt; خودت دعا بفرما تعجیل در فرجت را ای مولا...&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 28 Dec 2008 21:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranmodir&amp;postid=92</comments>
<dc:creator>iranmodir</dc:creator>
<guid>http://iranmodir.blogfa.com/post-92.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
