اساسا هر استعدادی دلیل بر وجود یک حقی است طبیعی.وقتی مجموعه ی آفرینش لیاقت و استعداد انجام کاری را به یک موجودی می دهد ، این به منزله ی مدرکی است که وی حق دارد استعداد خود را شکوفا کند و منع کردن آن ظلم است .در این میان نقش زن چیست؟
طبیعی است که او هم جزیی از نظام تکاملی آفرینش است .. انا خلقناکم من ذکر و انثی...و باز داشتن زن از کوشش هایی که آفرینش به او امکان میدهد نه تنها ستم به اوست بلکه خیانتی است به اجتماع .اما گاهی جریانی ایفای نقش می کند که استعداد های فطری زن را ضایع و نیروی قابل احترام او را از بین میبرد .مدیران بازاریابی از نیروهای میز پذیرش به نیکی یاد میکنند و آنان را جزء مهمی در توفیق مارکتینگ خود میدانند.و صد البته فی الحال این موضوع به یک فعالیت اقتصادی بدل شده است .مدیر به جای تامین جنس بهتر و مرغوبتر برای مشتری، از مانکنی، برای فروش بنجل هایش کمک میگیرد و آنچه این میان به حراج گذاشته میشود انهم به ثمن بخس، تنها نیروی عصمت و عفاف و زنانگی و لطافت آن زن است .آیا این مصداق رذالت و بی شرمی نیست؟
اگر حبس کردن زن در خانه با آزادی طبیعی و حیثیت انسانی و حقوق خدادادی او منافات دارد ، حضورش هم که موجبات تحریک مردان را فراهم کند و فاسد کردن اخلاق جامعه و تخریب بنیان همه ارزشها را نتیجه دهد به همان نسبت محل خطر است .
برداشتن قیود اخلاقی ، سلامت را می میراند و هوس و هرزگی را باعث میشود .سابق بر این معتقد بودم زن میتواند به صورت سالم در محیط کار باری از این اجتماع بر دارد اما اخیرا به این مهم ایمان آورده ام که جای زن در اجتماع آمیخته با مردان نیست انهم از نوع فاسد امروزی اش.بی دینی و عدم اعتقاد قلبی به آنچه قیود نامیده میشود خطر ناک تر از هر کثیفی است که لطافت زن را به وقاحت میکشد و شرافت و وقار و متانت او را گام به گام کم و کمتر میکند .
باید تمسک به قران جست و ازو همی کمک گرفت تا مقیدمان کند به اتخاذ روشی که آرامش و تعادل دیگران بر هم نخورد و اضطرابات و تلاطمات روانی در اجتماع کم شود که سلامت همه آفاق در سلامت توست .
+ نوشته شده توسط ن سادات مرتجی در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت
16:59 |

