
یزید بن معاویه گر چه در ابتدای امر با یک جرات و جسارتی قدم به میدان مبارزه ی با ابی عبد الله گذاشت ولی با همه حماقتی که داشت خیلی زود متوجه چند مساله شد
اول اینکه هیچ چیزی و هیچ قیمتی امام حسین را تسلیم او نمیکند و به هیچ وجه و با هیچ تهدیدی امکان تسلیم حضرت در مقابل او نیست .
دوم اینکه به خیال اوچیزی جز شهادت و جز کشتن حضرت حسین ع نمیتواند اعتراض امام را در مقابل او ساکت کند .به عبارت دیگر اگر او هم از امام حسین دست بردارد امام حسین از او دست بر نمیدارد .
کسی که فریادش این است که: قال سول الله(ص):من رای سلطانا" جائرا".مستحلا"لحرام الله.ناکثا"عهده.مخالفا"لسنة رسول الله.یعمل فی عبادالله بالاثم والعدوان.فلم یغیر علیه بفعل و لاقول کان علی الله ان یدخله مدخله.
مگر میتواند بی تفاوت در مقابل رفتار یزید باشد؟؟
سوم اینکه خون امام حسین برای یزید ارزان تمام نمیشود. دامنگیری خون حضرت حسین ع برای او غرامت سنگینی به همراه دارد .
چهارم اینکه باید بتواند امام را طوری به شهادت برساند که خون امام دامنگیر او نشود و برای تحقق این هدف در همان زمانی که امام ع از مدینه خارج شد و راه مکه را در پیش گرفت توطئه چید و تلاش در منحرف کردن مسیر امام از طریق اعظم که شاهراه ارتباطی بود نمود .
و در صدد بر امد تا در گوشه ای از بیابان دور از چشم مردمانبه صورت قتل و غارت راهزنانه امام را به شهادت برساند و بعد هم احیانا خود شال عزا به گردن بیندازد که امام به بیراهه زد و پیش آمد آنچه نباید!
و نتیجه اینکه هم امام حسین به شهادت رسیده و هم مقصود یزید حاصل شده و هم خون امام دامنش را نمیگیرد.
اینجا بود که در بعضی از دوستان امام نفوذ کرد تا آنجا که ایشان امام را توصیه به رفتن از بیراهه کردند تا از تیررس خطر در امان بماند اما با مخالفت امام روبه رو شدند.
امام به سلامت وارد مکه شد و یزید در این مرحله ناکام ماند .
در ایامی که امام در مکه بود پیک ها ملاقات ها خطبه ها پیغام ها از این سو به آن سو و تبلیغ امام و موجی که از سوی حضرت ایجاد شد یزید را دچار سردرگمی کرد.
اینجاست که یزید با دیدن اوضاع چاره دیگری اندیشید عده ای را اجیر کرد و دشنه ها و خنجر های زهرالود در اختیار انها گذاشت که در تراکم ایام حج ، و در ازدحام های غیر قابل کنترل ، در مسیر عرفات یا در روز عید قربان یا ...به امام زخمی بزنند و بعد فرار کنند و در این ماجرا اسناد شهادت و قتل امام را متوجه طائفه جن بکند !!
(این مطلب به فرهنگ عرب برمیگردد )
درست زمانی که یزید داشت به هدف خود نزدیک میشد امام با هوشیاری رسما جهت حرکت قافله ی خویش را تغییر و به سوی کربلا عازم شد. وحتی وقتی سوال شد چرا ؟ صریحا فرمود خنجر های زهر الود را زیر لباسهای احرام می بینم !و نقشه شوم یزید دوباره شکست خورد !
و اما حضرت میداند که شهید میشود ...بکشید ما را ملت ما بیدارتر میشود
اینجا ظرافتی وجود دارد که به ان میپردازیم اگر شهادت هلاکت باشد در اینصورت بله آیه کریمه لاتلقوا بایدیکم الی التهلکه درست است نباید با دست خویش خود را به هلاکت افکند ...
اما اگر شهادت بالاترین فضیلت باشد چطور؟ اگر منظور شهادت یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما باشد آیا باز هم مصداق لا تلقوا الی التهلکه است؟؟؟؟
آنکه مردن پیش چشمش تهلکه است نهی لا تلقوا بگیرد او به دست
امام میداند شهید میشود .امام میداند که جامعه مسخ شده و هویت باخته را باید بیدار کردفلذا با قدم های استوار به سمت میعاد حرکت میکند میآید
منتهی هدف امام حسین این است که یزید را با تمام توان به میدان بکشد و انصافا امام در این جریان فوق موفق بود .گویی مرزهای کشور اسلامی را در نوردید و همه فهمیدند امام رو در روی خلیفه مسلمین ایستاده است .عدد 30000 تا 120000 نفر و نیرو از سوی یزید صحت کلام ما را ثابت میکند
اگر یزید میدانست در واقعه کربلا با 72 نفر مواجه میشود طبعا 4000 نفر همراه میکرد
پس هدف امام محقق شد یزید یک جبهه جنگ تمام عیار را شکل داد موج ها ایجاد شد انجاست که حضرت حسین هنرمندانه نیروهای موجود را هم تحلیل کرد .هدف امام به میدان آوردن یزید بود که محقق شد
کربلا فشار از ناحیه خدا و خوف خدا – به معنای تکلیف – نیست .کربلا میدان عشق بوده است و خواهد ماند.
+ نوشته شده توسط ن سادات مرتجی در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت
21:40 |