تبليغاتX
"رخ اندیشه"

 

همه دوستان از شهر و دیار اشنایی هستند .از اهل معرفت بودن دوستان همین بس که در این دنیای مجازی  آکنده از نا درستی ها جهت و سوی نوشته ها به سوی بررسی و بیان نهضت حضرت حسین پیش میرود .

در حدیث شریف پیامبر که فرمودند: حسین منی و انا من حسین

دو معنا وجود دارد، یکی  معنای رایج و تحت اللفظی،

اینکه حسین از من است چیز غریبی نیست ،چون حضرت حسین نواده پیغمبر هست

ولی اینکه انا من حسین به چه تعبیر است ،که این هم با افزودن دو کلمه حدوث و بقا روشن میشود

حسین منی حدوثا و انا من حسین بقاء

 

 

این استنباط نیست کلام صریح امام حسین است که و علی الاسلام سلام .. (سلام ، سلام وداع است ).یعنی فاتحه اسلام خوانده میشد اگر قیام نمیکردم .

امام اخبار از متن واقع میدهد و واقعیت جدی که امام میبیند و دیگران از آن غفلت دارند . پس فرمایش رسول الله بحثی جدی است که انا من حسین بقاء

از یک منظر دیگر در بیان جایگاه امام حسین در این حدیث یک نقطه دقیقی وجود دارد که بعض ارباب دقت در تفسیر های فرهنگ جاهلی و اسلام به آن پرداخته اند .

 

یک سری عقود و پیمان ها در فرهنگ عرب قبل از اسلام وجود داشت که با ظهور اسلام بعضی از انها ملغی شد بعض دیگر به طور کلی قبول شد ...

مثلا نکاح قبل از اسلام هم بوده ، بعد هم به همان صورت ولی با نفی بعضی از اشکال آن

یا اقسام طلاق با بعض شرایط مطرح شد ..

یکی دیگر از پیمان ها که قبل از اسلام بود مساله پسر خواندگی بود و باز در اسلام نقض شد

یا برادر خواندگی ، مثلا وقتی دو نفر با هم عقد اخوت میخواندند تمام احکام برادری در جاهلیت برای آنها اجرا میشد .

یک پیمانی در جاهلیت بود که بعضا از ان تعبیر به پیمان وحدت کردند ،پیمان یگانگی ..

عقد وحدت صیغه خاصی داشت یعنی زمانی که دو نفر به پایه ای میرسیدند که یگانگی در انها فعلیت پیدا میکرد آن موقع بین خودشان عقد وحدت اجرا میکردند.

یعنی تصرفات هر فرد در شئونات دیگری نافذ بود!

معاملات ، اذن در ازدواج دختر حتی طلاق همسر ! یعنی اگر یکی از این دو نفر میخواست همسر دیگری را طلاق بدهد حق داشت

آنقدر این پیمان گسترش داشت که حتی با مرگ یکی هم این پیمان منفسخ نمیشد.

و البته چون عقد سنگینی بود کمتر کسی جرات میکرد چنین پیمانی با دیگری ببندد.

و وجود رسول اکرم با دو نفر این پیمان وحدت را بست اولیشان علی بن ابیطالب بود (که البته این پیمان غیر از عقد اخوت هست )

11 سند علامه امینی در الغدیر دارد که پیامبر فرمود که انا من علی  و علی منی

و دومین مورد مربوط به حضرت حسین ع است.

روزی که پیامبر روی منبر در مسجد مدینه نشسته  بود امام حسین از منبر بالا آمد و روی زانوی پیامبر نشست

این برخورد ، برخورد پدر بزرگ با نوه نیست تعمداتی در اینجا وجود دارد

دستور هایی برای تعیین شاخص است.

امام حسین لحظاتی در دامن پیامبر بود کم کم بلند شد به گردن رسول الله دست حلقه کرد و روی شانه های پیغمبر رفت ..پاهای امام حسین روی سینه پیامبر است

پیامبر دست گرفت و پاهای کوچک امام حسین را بوسید و بعد رو به مردم فرمودند : حسین منی و انا من حسین

پس این روایت ابراز احساسات و تعارف از سوی پیامبر برای نوه اش نیست!

معنای دیگری پیدا میکند

و سنگین ترین پیمانی که در یگانگی دو انسان که آنهم اشرف  کائنات است و مفخر موجودات و سرور آدمیان ...بسته میشود این پیمان وحدت است اینجاست که آن معنای حدوث و بقا روشن میشود

جای جای حرکت امام حسین در واقعه کربلا رد پای پیامبر است

این است که اسلام با پیامبر آغاز و با حسین ع بقا پیدا میکند.

در این مدت از نفس پیغمبر اکرم –حضرت امام حسین ع – به صحبت خواهیم پرداخت .

                                                                                              


 

+ نوشته شده توسط ن سادات مرتجی در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 21:42 |


Powered By
BLOGFA.COM