تبليغاتX
"رخ اندیشه"
 

الهی انا الفقیر فی غنای فکیف لا اکون فقیرا فی فقری ....

 

 

پس اهل عرفان گفتند خدا فاعل بالحب است .همین عارف در باب بندگی و عبادت هم معترف است قله بلند عبادت ، عبادت بالحب است .عبادت بالحب چیست؟؟

نمیدانیم!!

همانی است که مولا امیر المومنین علی بن ابیطالب به پیشگاه خدای تعالی عرض میکند که:

 الهی ماعبدتک خوف من نارک و لا طمع  فی جنتک بل وجدتک اهلا للعباده فعبدتک

خدایا نه ترس از عذاب مرا به بندگی و اطاعت واداشته است و نه شورو شوق بهشت در سر دارم

 

دوست ما را و همه جنت و فردوس شما را

در ضمیر ما نمی گنجد به غیر دوست کس

هر دو عالم را به دشمن ده که ما را دوست بس

 

این عبادت که نه از روی ترس است و نه از روی طمع ، در اصطلاح عبادت بالحب گویند

و در یک کلام عرفا میگویند :

 

خدا با عشق خدایی میکند و قله بلند بندگی هم آن بندگی می باشد که بنده با عشق بندگی کند....

البته ناگفته نیست که از عهده این نوع عبادت ،امیرالمومنین و پیروان برجسته و والای او بر میآید ولی برای مثل شیخ انصاری عبادت از روی ترس هم  مقام بلندی است !

آفرین بر او ...این مقام مقام بلندی است  ترسی که جلودار انسان از حرام باشد و از درگاه ربوبیتش آن را  مسالت میکنیم.

عبادت از روی طمع به بهشت عبادتی است که حتی علی ع وقتی متقین را توصیف میکند انچنان که همام صیحه زد و جان داد ....حضرت فرمود : متقین با همه مرتبتشان شوق ثواب دارند اما مرحله و کلاس بالاتری هم دارد و ان عبادت بالحب است که البته مکتب دار آن امیر مومنان است .

 

عرفه غوغاست .....شناختی که اگر حاصل شود عمری ما را کفایت میکند .

عرفه ، شناختی به همراه آورد که نتیجه اش انجام وظیفه ای سنگین!!! و نه و الله اشتباه گفتم ! انجام عشقی  سنگین و سنگین و... برای کاروان عاشقی شد .عرفه یک گزینش ابتدایی است که  در شب عاشورا تثبیت  شد .

شب  عرفه  به اعتقاد رخ اندیشه شب عاشورا  است

 

حضرت  خطاب به مردم فرمود ای کسانی که همراه من از مدینه آمدید به عنوان تکلیف حضور خودتان را حفظ کردید آفرین بر شما!

اما شما هم به کار فردای من نمی آیید

بروید و آنقدر دور شوید که شنیدن ندای هل من ناصر ینصرنی من تکلیف تراشی برایتان نکند،  از عذاب خدا هم نترسید !!

 

سلطان عشق تاریخ بشریت ، امام حسین ع  فریاد زد که آی آدم ها بدانید ...کربلا میدان تکلیف نیست !!

 

کربلا میدان عشق است و تعبیر عشق قداست دارد ...

کربلا صحنه حضور عشاق الله است .دومی نداشته ، ندارد ، نخواهد داشت 

و با رفع بیعت کربلا میدان عشق شد و میدان عشق میقات پروردگار است

موسی کلیم به میقات پروردگار امد  عرض کرد انظر الیک .... ندای لن ترانی شنید

 

عده ای مصداق این ظرافت شدند که :

 

گذری به طور سینا ارنی مکن تمنا

که نیرزد این تمنا به جواب لن ترانی

 

اما کلاس بالاتری هم وجود دارد که

 

 گذری به طور سینا ارنی بکن تمنا

تو جواب یار بشنو ...چه تران چه لن ترانی

 

شنیدن جواب یار شیرین است...

 

اما زبان صاحبان عرفه مترنم به این مقال هم نیست ، زمزمه مستانه شان  باید چیزی شبیه این باشد که :

 

ارنی بگوید آنکس که تو را ندیده باشد

تو که با منی همیشه چه جواب لن ترانی؟!

 

به موسی لن ترانی گفتن ممکن است ولی به حضرت حسین لن ترانی گفتن ... هیهات

به صاحب عرفه و عرفات لن ترانی گفتن ازدرگاه خدای عرفه دور است

 

عرفاتیان عاشورایی شده ، به مشاهده جمال یار ، از خود بیخود شدند.

چطور باور کنیم که زن درباری با دیدن جمال یوسفی آنچنان از خود بیخود شود  که  و قطعن ایدیهن  دست ببرد و نفهمد ولی عرفاتیان به مشاهده جمال خدای یوسف که

 

 اللهم انی اسئلک من جمالک باجمله و کل جمالک جميل . اللهم انی اسئلک بجمالک کله ...

 

شوند و آن، شور عرفاتیان را بر نینگیزد!!

 

و عرفه مقدمه قربانی کردن شد و حضرت حسین خودش قربانی عرفات شد ....

 

...و کربلا میدان عشق است و عرفاتیان عاشورا می آفرینند ....

 

 واز خدای عرفه لیاقت فهم عرفه را برای قربانی کردن خویش مسالت میکنیم.

 

 

+ نوشته شده توسط ن سادات مرتجی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 1:17 |

 

ایام ذیحجه ، نورانیت و حالت خاص خود را دارد .احساس خوبی به ادمی میدهد ولی فی الواقع  سرمنشاء آین خوب کجاست یا چیست؟

 

باید از مقدمه ای در باب فاعلیت خدا شروع کنیم .در این مورد یعنی فاعلیت یا به عبارتی کارهایی که خدا در متن هستی میکند باید صحبت کرد .خالقیت ،رازقیت ،ربوبیت اینکه در هر نمازی تکرار میکنیم الحمد لله رب العالمین ..این تکرار ،اقرار به ربوبیت خداست و ربوبیت مظهری است از فاعلیت حضرت حق .

 

اما در این مورد نظرات متعدد است ،که موضع بحثمان نیست .

 

آنچه به عرفه مربوط میشود و میتوان به تصویر کشید از زبان اهل عرفان چیست؟

عرفا در باب فاعلیت خدا معتقدند " خدا فاعل بالحب است "

که این موضع بحث است

 

منظور از فاعلیت بالحب که مبنای اهل عرفان است این است که میفرمایند خدای تعالی کارهایش در متن هستی با جوهره محبت است .از نگاه عارف به هر جا و هر چیزی که نظر شود تابلویی از حب و محبت دیده میشود .

 

از نگاه عارف منظومه شمسی کرات مرده یبیجان بی شعور بی احساس نیستند .خورشید در نگاه عارف شمعی است که بر سوز محبت می گدازند .و کراتی که بر گرد او در گردشند پروانه های شیدایی هستند که به طواف محبوب مشغولند .نگاه عارف به این منظومه و تحلیل او از این سوزش و از این حرکت یک چنین تحلیلی است از نگاه عارف حرکت الکترون ها به گرد هسته ی مرکزی پروتون و نوترون یک حرکت کورکورانه نیست یک  حرکت عاشقانه است

 

از نگاه عارف جاذبه زمین یک جذبه محبت است

از نگاه عارف جاذبه خورشید هم یک جاذبه حبی است

از نگاه عارف میل ترکیبی بین عناصر هم یک نمونه از جذبه های حبی است و .....

همه تابلو و تصویری از محبت است

 

از محبت خارها گل میشود

و از محبت سرکه ها مل میشود

 

ترکیب سرکه به سرکه انگبین یک فعل و انفعال شیمیایی است ولی آن اکسیر محبت است که این فعل و انفعال را شکل میدهد .

 

این نگاه تفسیری از منظر عرفان از متن هستی است .یکی از تابلوها از شور و عاشقی و شیدایی در همه زبان ها ، هنرها ، فرهنگ ها و ... گردش پروانه به گرد شمع است .سمبلی از عشق و شوریدگی

اینها یک تحلیل عرفانی از این صحنه ی گردش پروانه به گرد شمع است .اما گاهی تحلیل های دیگر مطرح میشود .مثلا گفته میشود :میدانید چرا پروانه به گرد شمع میگردد و بال خود را طعمه حریق میکند؟و خاکسترش را به پای شمع میریزد؟

 از منظر دیگری علت را در این میداند که پروانه یک باصره دارد و یک لامسه

 

باصره اش او را به کانون نور جذب میکند .نزدیک میشود لامسه اش از حرارت شمع متاثر میشود فرار میکند و این حرکت بارها تکرار میشود و بالاخره این حرکت که از نگاه عارف یک نگاه عاشقانه است از منظر اخیر یک حرکت کاملا احمقانه است !

چرا؟

چون  معتقد است پروانه حس مشترک ندارد .یعنی نمیتواند بفهمد آنچه نور افشانی میکند همان است که میسوزاند.

 

و وقتی بال پروانه طعمه آتش میشود ، نگاه عارف پروانه را قربانی عشق میبیند .و نگاه دیگر ،آن  را قربانی حماقت میداند .کل هستی و روابط ما از این دو منظر قابل بررسی است .

این را اصطلاحا فاعلیت حضرت حق میگویند و معتقدند خدا فاعل بالحب است .

در پست آتی ( روز قبل از عرفه -چهار شنبه ) جان کلام را با عنایت به این مقدمه خواهیم گفت .

 

 

+ نوشته شده توسط ن سادات مرتجی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 16:11 |


Powered By
BLOGFA.COM