تبليغاتX
"رخ اندیشه"

 

سیره نبوی شکل گرفته ی آیات قرانی است .در رفتار های شخصی هم  این طور که تو خود


حدیث مفصل بخوان از این مجمل .


معاشرت با همسر


زیباترین الگوی رفتاری را میتوان از پیامبر گرفت .همه شنیدیم وقتی یک عده به خاطر


 

اعراض از دنیا و با ادای تدین و مقدس مابی در مسجد دور هم جمع شده بودند و حلقه ی


ذکری تشکیل داده بودند پیغمبر  به یکباره ..وارد جمعشان شدند و آنها را مورد


عتاب و خطاب قرار دادند که چه می کنید؟ این چه بدعتی است که در دین میگذارید؟ ما بعثت


بالرهبانیت الشاقه انما بعثت بالحنفیه السمحه ..آیین من آیین رهبانیت نیست .آیین من آیین


تکلف و زحمت نیست .محیط و فضایی را حاکم نکنید که در آن اصلا رنگی از اسلام و


عطری از پیغمبراستشمام نشود .


یک ستونی هست در مسجد النبی به نام استوانه المخلقه .پیامبر هر موقع


میخواستند بیرون بروند همیشه پای ستون می ایستادند و با عطر خلوق که یکی از عطرهای


سنتی حجاز است خودشون را معطر میکردند .اتفاقا خانه کعبه را با همان عطر میشویند .


همیشه مرتب منظم معطر ...کجا گفته شده که نامرتبی و به هم ریختگی نشانه تقدس است؟


پیغمبر خطاب به مردان فرمودند میخواهید بدانید بهترین شما کدامیک هستید .


فرمودند: خیارکم خیارکم لنساءکم


بهترین شما نزد خدا بهترین شماست برای خانمش.


این که همسر سید الشهدا رباب بعد از واقعه کربلا تا آخر عمر زیر سایبان نرفت این تصنع


است؟ یا رابطه ی عاطفی است که امام حسین با او بر قرار کرده است که عمری گفت


وا حسینا و لا نسیت حسینا


این سیره نبوی است همان است که امام حسین فرمود من قیام کردم برای زنده ماندن سیره ی


 

جدم و پدرم

 و بعد از آن پیامبر فرمود و انا خیر کم  لنسایی و خطاب به مردم فرمود: از عایشه بپرسید


که آیا من درست میگویم یا نه ؟و پرسیدند ., و عایشه پاسخ داد و این تحت


تاثیر همان رفتار پیامبر است .عایشه گفت: ای مردم پیغمبر قران مجسم است.


این الگوی رفتاری است .مشکلی دارد اگر به سیره نبوی در محیط خانواده تاسی کنیم ؟ این


جذابیت سیره نبوی است.یا در مورد رفتار با کودکان .


سیره پیامبر این بود که همیشه دقایقی قبل از اذان در مسجد بودند.


روزی بلال اذان گفت و پیغمبر غایب است .چه اتفاقی افتاده است ؟ این بر خلاف سیره است


استثناست . دو نفر حرکت کردند در جستجوی پیغمبر .


پیامبر در منزل هم نبود تا اینکه سلمان در کوچه پس کوچه ای از شهر مدینه پیامبر را پیدا


کرد.


پیامبر نشسته و بچه ها از سر و روی پیامبر بالا میروند .یا رسول الله ! مگر خودتان


نفرمودید فضیلت نماز اول وقت را ؟ پس این چه بساطی است؟


پیامبر از این بازی ها ی با کودکان هدف دارد .کجاست آقای ژان ژاک روسو در کتاب امیلش


بیاید و ببیند پیامبر در ۱۴۰۰ سال پیش راهکار تربیتی میدهد .آقای پروفسور مان ! شما بر


اساس علوم تجربی و روانشناسی کودک کتاب نوشتید ولی مذهب ما و سیره معللمان این را


به ما آموخته است .


غازیان طفل خویش را پیوست          تیغ چوبین میدهند به دست


 

تا که آن طفل مرد کار شود              تیغ چوبینش ذوالفقار شود


پیامبر اتفاقا نه در حال بازی است بلکه در حال تربیت است .بچه ها دو گروه شده اند پیامبر در


گروهی بوند که اتفاقا آن گروه شکست خورده است .همه بچه ها فرار کرده اند و گروه


دیگر پیامبر را به اسارت گرفته است و قوانین اسیر جنگی در مورد او صادق است!!


اینجا سلمان جلو آمد دست در جیب کرد و کمی جوزو لوز (گردو و بادام ) بیرون آورد و


 

 خطاب به بچه ها ،پیغمبر را به من بدهید من گردو و بادام را به شما میدهم ..


و اینگونه  با زبان کودکانه مبادله کردند .


این است که ملای رومی ناله میکند :


آی مردم پیغمبر را با گردو مبادله نکنید این مبادله کودکانه است .


عزت و شرافت و کرامت اسلامی را با سیر و پیاز و سبزی مبادله نکنید این مبادله سفیهانه

است .


بنی اسراییل هم چنین کردند ارزشها و فضیلت ها را در یک کفه ترازو و سیر و پیاز و عدس


و .. را در کفه ی دیگر گذاشتند و چه بد مبادله ای است .....


یا بنی اسراییل اذکوروا نعمتی التی انعمت علیکم و انی فضلتکم علی العالمین

 

واذ قلتم یا موسی لن نصبر علی طعام واحد فادع لنا ربک یخرج لنا مما تنبت الارض من بقلها


وقثآئها وفومها وعدسها


وای بر ما اگر این گونه شد که سنت خدا بر این است که


ضربت علیهم الذلة والمسکنة وبآووا بغضب من الله


 

بقره 61

+ نوشته شده توسط ن سادات مرتجی در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 14:1 |

 

 


ارسطو می گوید: الانسان حیوان ناطق . این ناطق بودن را به عاقل بودن تعبیر کرده اند و بعضا

هم به همان ناطق بودن.

اما در مورد ناطق بودن آدمی بعضا به شواهدی استناد کرده اند که فرض نطق فصل ممیز


انسان و حیوان را به چالش میکشد.


اگر منظور از نطق تکلم است ،حیوانات هم نطق دارند در قرآن داستان سلیمان و بلقیس و ملکه

سبا و .. همه به برکت نطق هد هد است ..وقتی سلیمان در وادی نمل رسید  قالت نملة یا ایها


النمل ادخلوا مساکنکم لا یحطمنکم سلیمان وجنوده وهم لا یشعرون


معلوم میشود که مورچه ها هم نطق دارند .یا..

یسبح لله ما فی السماوات و ما فی الارض....... ان من شی‏ء الا یسبح بحمده و لکن لا


تفقهون


  

از علامه طباطبایی قدس الله سره در اخرین لحظات سوال شد برایمان چند کلمه صحبت کنید .


اشک در چشمانشان حلقه زد و فرمود از کسی بخواهید برایتان صحبت کند که در و دیوار


 

عالم با او سخن می گوید دوباره سوال کردند آقا چه فرمودید؟ فرمود : می شناسم کسی را


 

که از سر شب تا به صبح از صدای غلغله ی تسبیح کائنات خواب ندارد!


نطق آب و نطق خاک و نطق گل          هست محسوس حواس اهل دل


ما سمیعیم  و   بصیریم و  هشیم             با شما نا محرمان ما خامشیم


 

 پس به ارسطو این اشکال وارد آمد که نگو الانسان حیوان ناطق ، بگو الانسان حیوان ضاحک.


انسان موجودی است که می خندد ، در تفکر الهی خنده هدیه خداست به انسان که به غیر انسان


داده نشده است. شاخصه وجودی انسان متدین عبوس بودن نیست .پیغمبر هم می خندیدند. اما


خنده ایشان دارای سبک بود چهار چوبی دارد .آیا میشود از این سبک استفاده کرد؟ بله


پیغمبر قهقهه نمیزدند ولی همیشه تبسم داشتند .المومن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه همانطور


که امام صادق فرمودند مومن اگر سینه ای مالامال از درد و غم داشته باشد ولی همیشه متبسم


است .امام حسین برای ما بساط روضه درست نکرده است اتفاقا در شب عاشورا هر چه بار


غمش افزون تر میشد گویی توانش بیشتر می شد ،هر چه گداخته تر میشد گویی زلال تر .این


پیام است به ما بیچارگان .هنر ،حفظ شادابی است با کوله باری از سختی .


اما قهقهه نه! قهقهقه از روی غفلت است وقتی انسان قهقهه می زند مثل این است که از همه


چیز و همه کس غافل میشود چرا قهقهه مبطل نماز است ؟چون نماز حال حضور است و


قهقهه حکایت از غفلت دارد و حضور با غفلت سازگار نیست .آنی که مبطل واقعی نماز است


قهقهه نیست بلکه غفلتی است که از آن ابراز میشود .آیا مراعات همین ظرائف ( و نمیگوییم


 

جزییات ) از سیره نبوی ما را در کمال فردی و انسانی کفایت نمیکند ؟


لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه



متبسم باشید ..




+ نوشته شده توسط ن سادات مرتجی در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 0:56 |


Powered By
BLOGFA.COM