|
پروردگارا ! کوشش برای وصول به مقام خشیت، و دوام و پایداری در پیوستن به خدمتگزاری ات را به من ببخش، وهب لی الجد فی خشیتک والدوام فی الاتصال بخدمتک |
![]() |
شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور به که طاقت ِ شوقت نیاوریم
روی ار به روی ما نکنی ، حُکم از آن ِ توست
بازآ..... که روی در قدمانت بگســـــــتریم
ما را سری است با تو که گر خلق ِ روزگار
دشمن شوند و سر برود ، هم بر آن سریم
گفتی : ز خاک بیشترند اهل ِ عشق ِ من
از خاک بیشتر نه! که از خاک کمتریم !
ما با توایم و با تو نه ایم ، اینت بالعجب
در حلقه ایم با تو و چون حلقه بر دریم
نه بوی مهر می شنویم از تو ای عجب !
نه روی آنکه مهر ِ دگر کس بپروریم
از دشمنان برند شـــــــکایت به دوســــــــتان
چون دوست دشمن است ، شکایت کجا بریم ؟!


