تبليغاتX
"رخ اندیشه"

جمله بیقراریت از  طلب قرار  توست

 

طالب بی قرار شو تا  که  قرار  آیدت


عاشق جور یار شو،عاشق مهریار، نی

 
تا که  نگار  نازگر  عاشق  زار  آیدت

 

پیامبر فرمود :

موسی عرض کرد: پروردگارا قرب تو را می خواهم.

خطاب آمد: ای موسی ! شب قدر

عرض کرد : مرا در سایه رحمتت قرار ده 

فرمود : یاد آر مساکین را در شب قدر

عرض کرد : جواز عبور از صراط چیست؟

خطاب آمد :تصدقی کن در شب قدر

عرض کرد: از درختان و میوه های بهشتی می خواهم

خطاب آمد : تسبیح کن مرا در شب قدر

عرض کرد : رهایی از آتش ، چگونه؟

فرمود : استغفار کن در شب قدر

عرض کرد: رضای تو را میخواهم

فرمود : دو رکعت نماز در  شب قدر


قرب تو ای کریم ، رحمت بیکرانت ، جواز عبور از صراطت،  بهشت و نعمش،  رهایی از

 آتشت ،و بالاتراز همه تحصیل رضایتت، همه در گرو درک این شب است .

بزرگ رب ! ملائکه و روح تا طلوع فجر به امر تو سلام می دارند.  

و چه خوش عنایتی است این، بر ما بیچارگان ..

 

عزیزا! تو قدیم الاحسانی ، آخرین فرصت است ما را ،بر ما تصدقی کن، دست دلمان بگیر ، که

 تو خود فرمودی  متصدقین را دوست  می داری .... 

 

التماس دعا  

 

+ نوشته شده توسط ن سادات مرتجی در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 و ساعت 15:37 |

کاش آن تیغ سهم من  می شد

از سر  بو  تراب  کم می شد

زیر آن  تیغ  شور  می کردم

درس عشقت مرور می کردم

 

 

.... امام مجتبی می فرماید :


و اثر سم به پاها رسید و توان حضرت کم و کمتر شد .نماز را با همان حال نشسته خواند و


مرتب ما را نصیحت میکرد و خبر رفتنش را می داد تا طلوع فجر و بعد از آن فرمود بگویید


مردم داخل شوند .مردم آمدند ..سلام کردند و آقا پاسخ می فرمودند .ثم قال :ایها الناس سلونی


قبل ان تفقدونی لکن خففوا سوالکم ..بپرسید قبل از اینکه از میانتان بروم ولی کوتاه بپرسید ...


صدای ناله از درون خانه علی بلند شد .و بعد فرمود :هل من شربه من اللبن ؟ آیا جرعه ای


شیر هست؟


 

 

می زند  پس لب او  کاسه  شیر                  می کند  چشم   اشارت  به   اسیر

چه اسیری که همان قاتل اوست                    تو خدایی مگر؟ ای دشمن  دوست


 

 

و فرمود :ایاکم و الرزق بهذا الاسیر

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من           چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا


سلام و صلوات خدا بر تو ای پسر ابیطالب

التماس دعا

+ نوشته شده توسط ن سادات مرتجی در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 و ساعت 2:8 |

 

                اللهم بارک لـــــــی

                 

                   فی لقـــائک                       

 

                           

 

بدانجا رسید جان کلام که هر کسی گمشده و مطلوبی دارد و سنت الهی بر آن است که آنرا

 بیابد .لطف حق چون شامل بنده بود ....عاقبت جوینده یابده بود ..

 

اینجا هم اظهار نیاز معنا دارد اگر طالب نباشی تقصیر صاحبخانه چیست؟

 

گفت پیغمبر  اگر  کوبی  دری            عاقبت زان در برون آید سری

 

اما برای رسیدن ، باید عبد بود .بالاترین عنوانی که خدا برای انسان مطرح می کند مقام ..... 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ن سادات مرتجی در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 17:24 |

فزت و رب الکعبه...

 


مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ


چرا که توبه تو کردی و او به جا آورد

 

مطلب با نسیم نوازش پروردگار ختم شد .نوای رحمتش که فرمود: ربک الغفور

ذوالرحمه .نسیمی بر جان آدمی می وزد و دل های تشنه را خوش می دارد که

غفران دوای درد انسان است .

 

باید طلب کرد ...باید خواست ...باید سراپا نیاز بود .. باید باور کرد که می شود ...

باید احتیاج بود که


طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک

چو درد در تو نبیند ، که را دوا بکند


پس تنها راه حل .......



 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ن سادات مرتجی در دوشنبه نهم مهر 1386 و ساعت 16:51 |

پروردگارا .....

شب قدر مجرای نزول برکات توست بر من ،پس برای پذیرش برکاتت مرا وسعت ببخش .

 

 

 
مقدمات ورود به شب های قدر طلب بخشش از درگاه الوهیتش است
.

اما چرا استغفار میکنیم ؟

خداوند تا زمانی که انسان ها را هدایت نکند توقعی هم نمیکند ، حق واقعی انسان بر خدا

چیزی جز هدایت نیست.. " و ان علینا للهدی"، " علی" برای تاکید آمده است یعنی....




ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ن سادات مرتجی در یکشنبه هشتم مهر 1386 و ساعت 20:21 |


Powered By
BLOGFA.COM